كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

682

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قالَ گفت موسى ع هِيَ عَصايَ اين عصاى من است و آن عصا از چوب مورد بهشت بود طول او ده گز و سر او دو شاخه و در زير آن سنانى نشانده نامش عليق بود يا تبعه از آدم در ميراث بشعيب رسيده بود و ازو بموسى رسيد القصه جواب داد و جهت تعداد نعم ربانى بر آن افزود و گفت أَتَوَكَّؤُا تكيه مىكنم عَلَيْها بر آن عصا چون مانده مىشوم در راه يا وقتى كه بر سر رمه مىباشم كه مىچرند وَ أَهُشُّ و فرومىريزم برگ از درخت بِها بدان عصا عَلى غَنَمِي بر گوسفندان خود وَ لِيَ فِيها و مرا در ان عصا مَآرِبُ أُخْرى كارهاى ديگريست آورده‌اند كه در راه با موسى ع سخن گفتى و از سباع و هوام او را نگاه داشتى و با دشمن وى حرب كردى و چون در خواب بودى رمّه را محافظت كردى و بر سر چاهى كه رسيدى تنه او حبل و شعبتين او دلو شدى و چون به زمين زدى درختى سايه‌دار گشتى و هر ميوه كه مرغوب موسى ع بودى برو پديد آمدى و در شبهاى تيره چون شمع و چراغ نور دادى و چون موسى ع اجمالا گفت كه مرا با او كارهاست قالَ گفت خداى تعالى أَلْقِها يا مُوسى بيفگن او را اى موسى ع حضرت موسى ع گمان برد كه او را نيز همچون نعلين دور بايد افگند فَأَلْقاها پس بيفگند او را از قفاى خود فى الحال آوازى عظيم به گوش وى رسيد باز نگريست فَإِذا هِيَ پس آنجا آن عصا حَيَّةٌ مارى بود تَسْعى مىشتافت بهر جانب آورده‌اند كه اوّل مارى زرد شد پيرى عصا بعد از ان بزرگ شد برابر شتر بختى و دراز گشت و بر چهار قائمه سطرى كوتاه و رفتن آغاز كرد و ميان كنارهاى دهن هفتاد تا چهل ذراع بود و در دهان او دندانهاى بزرگ بود و دو چشمش چون برق مىدرخشيد به سنگهاى عظيم رسيدى يك لقمه كردى و درختهاى بزرگ از بيخ بركندى و بخوردى و چون موسى ع او را ديد ترسان شد روى بگريز نهاد قالَ خُذْها گفت خدا بگير وى را وَ لا تَخَفْ و مترس از وى سَنُعِيدُها زود بازگردانيم و مىبريم او را سِيرَتَهَا الْأُولى به هيئت نخستين كه داشت يعنى همان عصا سازيم چون خطاب الهى بموسى عليه السلام رسيد روى به اژدها كرده روان شده دست خود را در دهان او كرد و لحيتين او را بگرفت همان عصا شد و دو شعبه در دست وى آمد دل موسى ع آرام گرفت ديگرباره ندا آمد وَ اضْمُمْ يَدَكَ و ضم كن و ببر دست خود را إِلى جَناحِكَ بسوى پهلوى خود در زيربغل تَخْرُجْ تا بيرون آيد بَيْضاءَ سفيدى روشن مِنْ غَيْرِ سُوءٍ بىعيبى و علتى يعنى سفيدى برص نباشد بلكه سفيد رخشنده و باشعاع بود مانند برق آيَةً أُخْرى فراگير آيتى و علامتى ديگر بر نبوّت خود لِنُرِيَكَ اين چنين كرديم تا بنمائيم ترا مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى بعضى از نشانهاى بزرگ ما اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ برو بدين دو معجزه بسوى فرعون و دعوت كن او را به پرستش من إِنَّهُ طَغى به درستى كه او از حد درگذشته دعوى ربوبيت مىكند چون حضرت موسى ع مأمور شد به دعوت فرعون با خود انديشيد كه من تنها با فرعون و لشكر او چگونه مقاومت كنم پس از خداى تعالى تقويت طلبيده آغاز دعا كرد و از روى نياز قالَ گفت رَبِّ اشْرَحْ لِي اى پروردگار من گشاده گردان براى من صَدْرِي سينه مرا تا در وى بگنجد آنچه به من وحى مىكنى يا مرا تحمل و بردبار ساز تا از هر سخنى دل‌تنگ نشوم .